هستم ولی نیستم به همین سادگی به همین زهرِ ماری!!!
این راه و رسم گم و گور شدن نبود
مهندس جان آدم برای رد شدن از رود خونه به یه شاخه ی نازک درخت که حتی نمیتونه وزن یه پروانرو تحمل کنه تکیه نمیکنه، مانتوی سفید گلی چه شکلیه؟فک کـــــــن![]()
البته بماند آقا محسن چقدر آقای با شخصیتی بودن.الهه کجایی؟![]()
هر برفی برا خوردن نیست عزیز جونم.![]()
خاله ی الهه هم که بماند چقدر پایه بودن![]()
تربچه هم بهمون خندید
و تیکه ی تمیز "مرده شور جماعتتونو ببره" که دهن مرده شور و بر و بچزشو بست![]()
چی گفتم من!!!دو تا!!!!!یکی برا دانشگاه یکی برا بیرون دانشگاه.فک کـــــــن!من![]()
آقا ما تو حسرت یه چایی موندیم کاش تربچه برام چایی می آورد کلی حال کردم با تیریپشون![]()
راستی جان بر کف هم آدم خوبی بودا![]()
در ضمن وقتی داری رو یه صخره می رقصی فقط کافی نیس که خیالت از آدمایی که نمیان جمع باشه، بعضی وقتا هم باید مطمئن شی سنگا از زیر پات سر نمیخورن![]()
پ.ن.هر جور که حساب میکنم میبینم تو بساطم هیچ رقمه حوصله موصله پیدا نمیشه.
یعنی من و مینا رفتیم یک جایی![]()
و درس خواندیم
و یک فیلم دیدیم که نمیشود اسمش را اینجا آورد چون وبلاگمان ف.ی.ل.ت.ر میشود![]()
و ما خنده های شبیه خودمان را در آن فیلم دیدیم![]()
و دختر خنده شبیه ما در آن فیلم مُرد![]()
و من و مینا گشنگی کشیدیم
و مامانم قطعا دعوایم خواهد کرد اگر بفمد به مهمانم نهار نداده ام![]()
آخر مامان من نمیداند که من گفتم نهار بخوریم مینا جان و مینا گفت نه مریم جان![]()
و ما به جای نهار چیز ها خوردیم![]()
و من باز هم قسمتی را خواب بودم ![]()
و مینا جریمه شد یعنی گفت که شده ولی بعد گفت آقاهرو خر کرده اما هر چه اصرار کردم نگفت چرا و چگونه و با چه ترفندی و بهد گفت که آقاهه خودش داد من گفتم میـــــــنا؟و او تاکید کرد که تخفیف را میگوید![]()
و باز مینا به پیش ما خواهد آمد
تا بهانه ای باشد برای درس خواندن و فیلم سانسور شده و نشده ببینیم![]()
و مینا چنگال ها را شست
و من نگفتم که بشوردا
و این را گفتم تا بدانید مینا مهمان سوسولی نیست و من صاحب خانه ی بدی نیستما![]()
و مینا یک فیلم هم در غیاب من دید.من نمیدانم چه فیلمی ولی تک خوری کرد مینا و گفت خــــــــــــــــیلی قیلم بودا و مهشید نبود تا ابر های سوال بالای سرمان را بترکاند ولی مینا یک تنه خودش حریف همه ی سوالات شده و گفت که search علمی کرده (به قول ابول که هر وقت مارا میبیند کله اش را میچرخاند که ما را نبیند و فکر میکنند که ما هنوز به دنبال شیرینی هستیم و الحق که اشتباه هم فکر نکرده:علـــــــــــــــــــــــــــــــــــمی؟)و سوالات دارد در محلول های مغز مینا یکی یکی یکی تک تکی حل میشود.![]()
و ما مینا را دوس داریم
و مینا عزیز دل ماس![]()
و به خاطر آنکه مینا مهمان خوبی است ما به خانه ی خویش نیز دعوتش خواهیم کرد![]()
و ما به مینا گفتیم و نشان دادیم که همینی هم که خواندیم خودش کلی بود
و ابر تعجب بود که یکی پس از دیگری بالای سر مینا ظاهر میشد![]()
و همان به که مینا روسری بر سر نداشت وگرنه این ابر ها روسری اش را مچاله میکردند و ما مجبور بودیم یک ساعتی را در محل سمینار های دخترانه ی دانشکده بگدرانیم تا ایشان(یعنی همان مینا جان)آنرا مرتب کنند.![]()
راستی دلمان هم کلی برای همان دختری که دیروز قبل از خوردن بستی دروغ میگفت مثل همان حیوان باوفا تنگ شده بازم خیـــــــــــــــلی![]()
*خوب مهشید میتونه که میتونه چه ربطی به تو داره؟
*میشه یکی جلوی روند خانم شدن من تو خوابگاه رو بگیره؟
*چه اصراریه وقتی میتونی بری خونه بمونی اینجا آخه؟
مخاطب خاص:
آدما چیزیو به هم بدهکار نیستن!پس اگه یه ذره کاشتنت(!!!)نمیتونی اعتراضی کنی ...
اگه من و تویی به قرارامون نمیرسیم تقصیر من و تو نیست!تقصیر ترافیکاییه که تو ذهنامون به وجود آوردیم!
این حس الانمه نسبت به بلاگفا
*فقط کافیه از صبح کسی بیشتر از یه بار به وبلاگ من سر زده باشه خودش میفهمه چقدر با این موجود زبون نفهم درگیری داشتم![]()